مطالعات مدیریت دفاع مقدس

بانک جامع اطلاعات مجازی پژوهشهای مدیریتی در حوزه دفاع مقدس و مدیریت جهادی

مطالعات مدیریت دفاع مقدس

بانک جامع اطلاعات مجازی پژوهشهای مدیریتی در حوزه دفاع مقدس و مدیریت جهادی

جستجو در سایت

دفتر رهبر انقلاب

دانشگاه امام صادق

پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

خبرگزاری دفاع مقدس

هسته مطالعات مدیریت جهادی

عضویت در خبرنامه سایت
کارنامه عملیاتها
كلمه جايگذين عكس
كلمه جايگذين عكس
كلمه جايگذين عكس
كلمه جايگذين عكس
اسلايدر تصاوير

 ویژه نامه

آخرین مطالب

مطالبات پژوهشی

خلاصه: در یک بررسی اجمالی در مورد خواستگاه های اقوام و ملل در می یابیم که همه اقوام و ملل با هر رویکردی علاقه مندی وافری به ثبت و ضبط پدیده های مختلف خود داشته که باعث سربلندی و بالندگی آنان در بین سایر اقوام و ملل می گردد . و با این بالندگیها بر دیگر اقوام و ملل فخر فروخته و به خود افتخار می کنند . 

وجه تشابه و اشتراک اکثریت قریب به اتفاق این بالندگیها در بین اقوام و ملل گوناگون چه کوچک و چه بزرگ استقلال و چگونگی به استقلال رسیدن آنها و همچنین چگونگی و شیوه های حفظ این استقلالشان است . 

دریافت فایل کامل مطلب در قالب Pdf


جنگها آنگاه که ماهیت دفاعی به خود می گیرند . و دفع تجاوزی را برای خود و ملتها به همراه دارند یکی از اساسی ترین بالندگیها محسوب شده که در جهت گیری مستقیم حفظ استقلال اقوام و ملل قرار می گیرد . و صرف نظر از وجود واژه های روان گرای متعدد بالفعل و بالقوه که در پدیده جنگ و بخصوص دفاع بسیار خوب و مناسب ظهور و بروز پیدا می کند خود دفاع و موفقیت در دفاع بالندگی بزرگی را برای آن قوم و ملت به همراه دارد .در یک بررسی اجمالی در مورد خواستگاه های اقوام و ملل در می یابیم که همه اقوام و ملل با هر رویکردی علاقه مندی وافری به ثبت و ضبط پدیده های مختلف خود داشته که باعث سربلندی و بالندگی آنان در بین سایر اقوام و ملل می گردد. و با این بالندگیها بر دیگر اقوام و ملل فخر فروخته و به خود افتخار می کنند. 

وجه تشابه و اشتراک اکثریت قریب به اتفاق این بالندگیها در بین اقوام و ملل گوناگون چه کوچک و چه بزرگ استقلال و چگونگی به استقلال رسیدن آنها و همچنین چگونگی و شیوه های حفظ این استقلالشان است. 
جنگها آنگاه که ماهیت دفاعی به خود می گیرند. و دفع تجاوزی را برای خود و ملتها به همراه دارند یکی از اساسی ترین بالندگیها محسوب شده که در جهت گیری مستقیم حفظ استقلال اقوام و ملل قرار می گیرد. و صرف نظر از وجود واژه های روان گرای متعدد بالفعل و بالقوه  که در پدیده جنگ و بخصوص دفاع  بسیار خوب و مناسب ظهور و بروز پیدا می کند خود دفاع و موفقیت در دفاع بالندگی بزرگی را برای آن قوم و ملت به همراه دارد.
برای پی بردن به این مهم به همین مطلب بسنده می کنیم که تمام کشورهای بزرگ و کوچک در برنامه های جذب سیاحتی و گردشگری خودشان گردشگران و توریست ها را  به موزه های خود بخصوص موزه نظامی راهنمائی می کنند و در آن موزه ها شرحی اجمالی از تاریخ احتمالا استعمار و سپس چگونگی استقلال و پس از آن به شرح دفاع خود در مقابل هرگونه تجاوز و ویرانگری می پردازند و در این رهگذر  و درپی این فرایند به گونه ای بسیار جالب و هیجان انگیز به معرفی دلاوران و قهرمانان ملی خود پرداخته و ذاتا به این نتیجه می رسند که همه این افتخارات و بالندگیها مدیون و مرهون تلاشها و از خود گذشتگیهای قهرمانان این مرزوبوم و ملت بوده اند. تا به گونه ای شایسته بتوانند اسطوره ها و قهرمانانی دیگر را در طول نسلها خلق کرده و آینده کشور و ملت خود را با انسان سازی و قهرمان پروری تضمین نمایند.
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی نیز یکی از این پدیده هاست که در نوع خود با توجه به ویژگیهای استثنائی خود باید مورد توجه قرار گرفته و در فرایند زمانی برنامه ریزی شده ای با رویکردهای مختلف به عنوان اصلی ترین بالندگی ملت قهرمان ایران علوم و فرهنگ و ارزشهای نهفته در آن استخراج شده و به آیندگان سپرده شود.  
        
در یک بررسی اجمالی از فعالیت  های فرهنگی و ارزشی  گذشته در می یابیم ، که  تا کنون با رویکرد های مختلفی  به جنگ و دفاع مقدس توجه شده است که همه این رویکردها با هدف باز یابی فرهنگ و ارزشهای نهفته در دفاع مقدس و انتقال به نسلهای آینده صورت گرفته است و اکنون به نظر می رسد باید این رویکردها بعد از 20 سال پس از خاتمه جنگ  واکاوی شده و با آسیب شناسی دقیق نقاط قوت و ضعف آن بررسی و مورد ارزیابی قرار گیرد. 

•چرا دفاع مقدس با همه ارزشهای درونی و پیرامونی خود باید  ماندگار بماند.
•آیا ما توانسته ایم فرهنگ و  ارزشهای دفاع مقدس را به ظهور و بروز برسانیم.
•و آیا فعالیتهای فرهنگی ونشر ارزشهای دفاع مقدس تا کنون توانسته است گستره اجتماعی مناسبی را در بر بگیرد.
•آیا رویکردهای فردی و جمعی مدیران و مسئولان و سازمانهای مختلف پاسخگوی این رسالت مهم بوده است. 
•آیا رویکردهای موجود پاسخگو بوده است. 
•راز ماندگاری یک پدیده بزرگ  که موجب بالندگی اجتماعی و ملی شده است  در چیست.
با یک یرسی اجمالی از جهات مختلف در می یابیم که تا کنون رویکردهای مختلفی به دفاع مقدس وجود داشته است و لاکن این رویکردها تا کنون نتوانسته رسالتی را که یک حادثه و بالندگی ملی و اجتماعی  بر دوشش گذاشته است به انجام برساند. 
•رویکرد اول، رویکرد الهی، ارزشی و حماسی  است که از بد و انقلاب وسالها پیش توسط همه مسئولان دلسوز نظام با محوریت حضرت امام ظهور و بروز پیدا کرده تا توانسته انقلابی به این وسعت و عظمت را درمقابل دیدگان نا باور جهانی به پیروزی برساند و هم چنین در ابتدای جنگ تحمیلی با بی توجهی به این رویکرد شاهد کاستی هائی در صحنه های جنگ بوده ایم که پس از  ظهور و بروز این رویکرد در سال دوم جنگ توانستیم در مدت زمانی اندک بیشتر سرزمین های اشغال شده را از تصرف رژیم حزب بعث عراق خارج نمائیم. با توجه اساسی به این رویکرد در می یابیم که علت  لقب تغییر نام پذیری جنگ تحت عنوان دفاع مقدس متائر از این رویکرد بوده است. تهییج عمومی مردم و شکل گیری بسیج مستضعفین و ورود نیروهای داوطلب و همچنین پدید آمدن روحیه شهادت طلبی و اسلام خواهی و همچنین غیرت دینی و ملی را تماما می توان دستاورد های این رویکرد عظیم دانست  اساسا این نگرش و رویکرد انسان محوری،‌ معنویت محوری و ارزش محوری بوده  وکاری نداشته  که عملیات با موفقیت پیش رفته یا خیر.
  گرایش این رویکرد بیشتر بر روی انسان ها ی ارزشمند و وارسته است. البته در دوران پس از جنگ جمعی از مدیران و مسئولان سازمانهای مختلف فرهنگی و هنری از جمله شهید بزرگوار آوینی سعی در توسعه این تفکر در زمان بعد دفاع مقدس همت وافری داشته اند. ما در اینجا این رویکرد را تحت عنوان رویکرد فرهنگی ارزشی که از بدو انقلاب و جنگ شروع و تا کنون ادامه داشته و فعال بوده یاد می کنیم.  شایان ذکر است که این رویکرد تا کنون توانسته قشر وسیعی از جامعه دینی ایران اسلامی را با خود هماهنگ نموده و اثر گذار باشد. 
•رویکرد دوم: این رویکرد گرایش تاریخ نگاری و تاریخ نویسی داشته است، که از دریچه های مختلف تاریخی، به جنگ پرداخته شده است و  اکنون به شکل مکتوبات تاریخی خاطرات، تاریخ شفاهی و یا باز خوانی نوارهای ثبت و ضبط شده در دوران جنگ در اختیار عموم قرار گرفته است. این رویکرد با نگاه آینده نگری خوب و مناسب آقای محسن رضائی از دوران جنگ  شروع شد. که ابتدا گروه هائی وارد صحنه نبرد شده و شروع به ثبت و ضبط کلیه جلسات و گفتگوهای فرماندهان و و مدیران عالی و میانی و رده پائین جنگ و حتی نیروهای رزمنده در مناطق عملیاتی نمودند. وظیفه این تیم های جمع آوری، و بطور کلی ثبت و ضبط وقایع جنگ در میان فرماندهان و سایر نیروها بود که البته در تمامی نیروهای ارتش و سپاه و جهاد سازندگی فعالیت گسترده ای را داشتند و باید اذعان داشت که با اینکه آینده نگری و ژرف نگری خوبی همراه بود  اما این کار و فعالیت بسختی انجام می شد و همکاری مناسبی از طرف فرماندهان و افراد با آنها نمی شد. که اکثرا با تقیه همراه بود و خیلی از فرماندهان و مدیران بر این باور بودند که کار برای خدا این گفتگوها را ندارد و به نوعی متاثر از رویکرد الهی ارزشی بودند و شعارشان این بود.
  
هرکه را اسرار حق آموختند                                                    مهر کردند و دهانش دوختند
  این رویکرد در زمان بعد از جنگ با تلاش فراوان به دنبال این مهم بود که از لابلای مطالب گرد آوری شده تاریخ جنگ را بنویسد و ارائه نماید. لاکن به دلیل تسلط دیدگاه انحصار گرایانه و توقیف به این اسناد و مدارک، این رویکرد نتوانسته نمره قابل قبولی را برای حفظ و نشر ارزشهای دفاع مقدس بدست بیاورد و نتوانسته پاسخگوی منتقدان خویش نیز باشد. انحصار و تسلط دیدگاه توقیفی به این اسناد و مدارک باعث شده است که چشم و هم چشمی ها وسازمان گرویها و خود گرویها و ادبیات سلبی بر دیگران و اثباتی بر خود و یا سازمان خود حادث گردد. و خواه نا خواه باعث سردر گمی جمعیت های بیشماری از نسلهای ملی و فراملی باشد. به نظر می رسد که وجود مرکزی برای رسیدگی به این مهم یکی از ضروریات است که اگر همچنان مورد غفلت قرار گیرد عرصه منتقدان دفاع مقدس وسیع تر و عرصه های مدافعان انقلاب روز به روز تنگتر و تنگتر بشود که دیگر دیر خواهد بود و به قلم شاعر حماسه و مقاومت ( امین پور ) افسوس که چه زود دیر می شود. سازمانهای مختلفی از جمله مرکز مطالعات و تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین گروه معارف شهید صیاد شیرازی موفق ترین مجموعه هائی بودند که توانستند خدمات شایانی را به کشور و نسلهای دوم و سوم  نمایند.  
•رویکرد سوم: رویکرد سومی که تا کنون وجود داشته است و توانسته بخشی از دفاع مقدس  و ارزشهای آن را حفظ و انتقال دهد. رویکرد جغرافیائی و ناسیونالیستی بوده است.گاهی این گرایش ناسیونالیستی قومی و منطقه ای و گاهی حتی سازمانی و گاهی هم خانوادگی بوده است برگزاری مراسمات استانی و شهرستانی و کنگره ها از نوع منطقه ای و قومی بوده و برگزاری مراسمات مختلف ارتش و سپاه و بسیج و دیگر سازمانها و نهادها از نوع سازمانی و هم چنین مراسمات سالگردها و یادواره های شهدا در مساجد و تکایا و مزارهای شهدا و و منازل وابستگان با همه کمی و کاستیها و از روی عشق و علاقه و ارزشمداری از نوع خانوادگی بوده است همانگونه که گفته شد عمل کرد  این رویکرد در جغرافیای وسیع کشور هم گستره فردی داشته و هم گستره اجتماعی  و هم سازمانی داشته تا  توانسته خدمات خوب و مناسبی را به نسلهای بعد از جنگ ارائه نماید. از جمله نمادهای این رویکرد، را می توان کنگره های استانی، یادواره های استانی و شهرستانی و همچنین گرد همائیهای مختلف شب خاطره  بوده است.  که البته این رویکرد غالبا با رویکرد ارزشی و فرهنگی همراه بوده است. اما کمتر جنبه ملی و کشوری داشته است و گرایش زیادی به جغرافیا و ناسیونالیسم جغرافیائی و سازمانی داشته است.
•رویکرد چهارم: رویکرد چهارمی که در دوران بیست ساله گذشته وجود داشته، رویکرد انتقادی و یا نقادی است همان گونه که محققین و فرهیختگان می دانند. نقد و انتقاد اساسا دو وجه دارد. 
یکی وجه تخریب کننده و منفی. 
دوم وجه سازنده و اصلاح گر 
عوامل موثری در پیدایش هر کدام از این وجوه بسیار موثرند. همانند اهداف خود نقد کننده. و گرایشهای فکری نقد کننده، وابستگی حزبی و گروهی نقد کننده و هم چنین عوامل موثر محیطی بر نقد کننده. 
با یک نگاه اجمالی پی می بریم که متاسفانه ‌ منفی نگری بر بعد مثبت نگری رویکرد نقد و نقادی  تفوق داشته و نقد تخریبی آن از نقد سازنده اش  بیشتر بوده است و تاکنون یک پایه و اساس منطقی  نداشته وپایه و اساس آن بر مبنای حزب گرائی و اساسا تفکرات حزبی و در بعضی مواقع  احساسی و عدم درک شرایط وقوع سوژه مورد نقد استوار بوده است. در این زمینه بیشتر نگاه بسیار خوش بینانه نسبت به حریف و دشمن اصلی با گرایش خود  تبرئه محور مشاهده می شود  و با این نگرش هم حضوری در دفاع مقدس نداشته اند و پس از آن عدم جضور خود را با این رویکرد نقادی به دفاع مقدس توجیه نموده اند  و نتیجتا  به عناوین مختلف جنگ را زیر سوال برده و کم مانده است که ادعا کنند که ایران شروع کننده جنگ بوده است. کما اینکه سازمان منافقین در نشست با طارق عزیز سندی را به امضا رساند که آن سند مدتها  مورد ادعای رژیم بعث عراق بوده  که حرکات ایران باعث وقوع جنگ شده است. 
و پس از آن در ادامه جنگ بعد از خرمشهر و غیره از مجصولات این رویکرد است. در یک نگاه روانشناسانه و فرد گرا این رویکرد بیشتر یا  پاسخگوی عدم حضور در میادین نبرد بوده و یا منفعلانه با گرایشی متجددانه به مدرنیته بوده است  به عبارتی یا خواسته اند عدم حضور خود همراهی نکردن با ملت را توجیه کنند و یا ژست روشنفکرانه بگیرند. در حالی که عدم حضور فیزیگی  در جبهه نبرد حق علیه باطل همیشه منفی  نیست، اولا حضور در جنگ واجب کفائی بوده است و ثانیا هر فرد می تواند به دلائل مختلف عدم حضور داشته باشد و چه بسا عدم حضور فیزیکی در دفاع مقدس به دلیل حضور در عرصه مهمی از اداره امور کشور بوده باشد. که اهمیت آن نیز کمتر نبوده است و اصولا اداره امور کشور در حالت جنگی و دفاعی خود هنری بس بزرگ است. خالی نکردن پشت جبهه مبارزان خود یک مبارزه است کمک رسانی به رزمندگان خود یک مبارزه است اما برخی متاثر از گرایشهای فکری و حزبی  چون  می خواهند  این احساس شرمندگی را توجیه کنند،  جنگ را زیر سوال می برند. در این رویکرد گاهی اوقات کل زیبایی ها و حماسه های خلق شده نادیده  گرفته وتنها یک عیب و نقص را مورد توجه قرار میدهند و وارد بحث می شود.اما نگاهی منطقی می گویند که جنگ مانند سایر پدیده های  دیگرمنطق خود را دارد. باید بپذیریم جنگ یکی از پدیده های  بزرگ بشری است که منطق خاص خود را دارد که :

•  اولین منطق جنگ    ریسک پذیری  در جنگ است
•  دومین منطق جنگ کشتن و کشته شدن در جنگ است. 
•  سومین منطق آن نیز پیروزی یا شکست به زعم طرفین در جنگ است. 
و پیروزی یا شکست خود تعریف خاص خود را دارد و همچنین نسبتی را به خود اختصاص می دهد. هیچگاه و در هیچ جنگی نمی توان بدون در نظر گرفتن این تعریف و نسبت پیروزی و یا شکست را تعریف کرد. هیچگاه محقق و یا پژوهشگری نتوانسته در جنگهای باستان و معاصر بدون این تعاریف و نسبتها برنده و بازنده تعریف کند. پیروزی و یا شکست باید بطور نسبی در سه سطح با تعاریف خاص خود مورد بحث قرار گیرد.

•  سطح استراتژیک و راهبری 
•  سطح عملیات 
•  سطح تاکتیک. 
ما مدعی هستیم که به دلایل مختلف، متقن و محکمه پسند در سطح راهبردی و راهبری پیروز مطلق جنگ بوده ایم، 
•اول اینکه اجازه ندادیم  که دشمن به اهدافش دست یابد. آیا نام این را نمی توان  پیروزی گذاشت؟ 
•دوم این که  در سازمان ملل متحد عراق  به عنوان  متجاوز و آغاز گر جنگ  شناخته شد. اهمیت این