مطالعات مدیریت دفاع مقدس

بانک جامع اطلاعات مجازی پژوهشهای مدیریتی در حوزه دفاع مقدس و مدیریت جهادی

مطالعات مدیریت دفاع مقدس

بانک جامع اطلاعات مجازی پژوهشهای مدیریتی در حوزه دفاع مقدس و مدیریت جهادی

جستجو در سایت

دفتر رهبر انقلاب

دانشگاه امام صادق

پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

خبرگزاری دفاع مقدس

هسته مطالعات مدیریت جهادی

عضویت در خبرنامه سایت
کارنامه عملیاتها
كلمه جايگذين عكس
كلمه جايگذين عكس
كلمه جايگذين عكس
كلمه جايگذين عكس
اسلايدر تصاوير

 ویژه نامه

آخرین مطالب

مطالبات پژوهشی

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، یکی از بزنگاه‌های تاریخ انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس تعریف می‌شود که امام خمینی (ره) و همه کسانی که در آن عرصه نقش ایفا کردند با روحیه مدیریت جهادی توانستند در مقابل ارتش صدامی که از سوی هر دو جبهه غرب و شرق حمایت می‌شد، پیروز شوند. با این حال بعد از دوران دفاع مقدس نوع دیگری از مدیریت در صحنه کشور از سوی برخی شخصیت‌ها مطرح می‌شود که به گفته محمدحسین صفارهرندی نقطه آغازین این انحراف از یادداشت‌هایی بود که با عنوان "مدیریت علمی و مدیریت فقهی" منتشر شد.

از این رو برای بررسی و تبیین بیشتر موضوع «مدیریت جهادی» و شاخص‌ها و بایسته‌های این سبک مدیریت سراغ محمدحسن صفارهرندی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام رفتیم و در گفت‌وگویی که بیش از یک ساعت به طول انجامید وی به بررسی ابعاد مختلف نظریه مدیریت جهادی پرداخت.

محمد‏حسین صفار هرندی که بیشتر با عنوان وزیر ارشاد دولت نهم شناخته می‌شود در سال 1373 دوره نظری "مدیریت استراتژیک" را به پایان می‌رساند. البته وی به دلیل اینکه معاون مدیر مسئول و سردبیر روزنامه کیهان بوده است، عنوان روزنامه‌نگاری را نیز در کارنامه خود دارد.

مشروح گفت‌وگوی صفارهرندی با خبرگزاری تسنیم را در زیر می‌خوانید:

تسنیم: با توجه به اینکه امسال مقام معظم رهبری عنوان سال را "اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی" نامگذاری کردند، نشان از آن دارد که در اولویت‌ها باید مسئله فرهنگ و اقتصاد قرار گیرد و برخی معتدند راهکار حل مشکلات کشور نه تنها در مسئله فرهنگ و اقتصاد بلکه در بسیاری از مشکلات "مدیریت جهادی" است. از این رو برای بررسی الزامات مدیریت جهادی خدمت شما رسیدیم. به نظر شما مدیریت جهادی چه شاخصه‌هایی دارد و چرا این نوع مدیریت برای رفع مشکلات کشور مفید و مؤثر است؟

صفارهرندی: بسم الله الرحمن الرحیم. به نظرم اگر مجموعه‌ای از تجربیات را در طول این سی و چند سال گذشته بر نظام، کنار هم قرار دهیم تقابل دو روش اداری را می‌توانیم ببینیم. یک روش مبتنی بر روابط بوروکراتیک که من به آن می‌گویم «مدیریت بوروکراتیک» که کاملاً اداری است. و یک روش دیگر ، روش «مدیریت جهادی» است.

اگر این دو را در قیاس با هم ببینیم ارزش کلمه و عبارت مدیریت جهادی بیشتر مشخص می‌شود. در مدیریت بوروکراتیک، ممکن است همه چیز طبق قانون و روابط باشد و  چارچوب رعایت شود ولی آیا برای کشوری که انقلاب داشته و باید حرکت انقلابی را پیش ببرد این نوع مدیریت می‌تواند کفایت کند؟

گفته شد که بعد از جنگ جهانی دوم، ژاپنی‌ها وقتی دیدند که خرابی‌های ناشی از جنگ خیلی زیاد و ضرباتی که از این جنگ خورده بودند با شرایط طبیعی و عادی ترمیم‌ناپدیر است به این فکر افتادند که بیایند و این قواعد جاری، مثلاً 8 ساعت در روز کار کردن کارگر را بر هم بزنند و در برابر آن، گفتند کارگر تا جایی که می‌تواند حداقل 12 ساعت باید کار کند و ملت هم پذیرفته بودند، برای اینکه جبران مافات شود و در واقع، این پذیرش، گفتمان غالب در کشور شد.

مدیریت جهادی، شاخصه‌هایی دارد که باید این مشخصات را با شاخص‌هایی در نظر گرفت که با لحاظ کردن آن، لزومی نداشته باشد که ما حتماً در زمان جنگ باشیم تا کار جهادی کنیم. می‌توانیم خارج از دوره جنگ نظامی، با نگاه جهادی کار را پیش ببریم. خصوصیت برجسته جهاد این است که کوششی در برابر دشمن است. کار جهادی، کاری است که باید حتماً در مقابل دشمن انجام شود؛ در فرهنگ اعتقادی ما جهاد، کاری است که در راه خدا انجام می‌شود. هر تلاش و کوششی هر چقدر هم زیاد باشد، هر چقدر هم عاشقانه باشد ولی در آن اخلاص و نیت الهی نباشد آن کار جهادی نیست.

خصوصیت سوم اینکه، واقعاً باید یک کار فوق العاده و در حقیقت خارج از قواعد معمول صورت بگیرد. همان حرکتی که در توضیح ابتدایی در تفاوت با کار بوروکراتیک اشاره کردم. این کلیات، شاخص‌های کلی کار جهادی است. اما اگر بخواهیم مقداری جزئی‌تر شویم مواردی را خدمت‌تان عرض می کنم.

در توضیح آن بحث خدایی بودن و اینکه کار جهادی همراه است با ایمان به خدا و اعتماد به خدا. یک زمانی است که ما به خدا ایمان داریم اما از ته دل می‌گوییم یا می‌شود یا نمی شود؛ این ایمان متزلزل است. آنهایی که به خدا اعتماد کامل دارند یعنی می‌گویند در عالم تأثیر، هیچ مؤثری به اندازه خدا یا اصلاً هیچ مؤثری وجود ندارد «لامؤثر فی‌الوجود الا الله»، تعیین کننده و اثرگذار واقعی خداست. در نگاه جهادی  این خیلی برجسته است.

در دوران جنگ هیبت دشمن خیلی بود و آنها می‌شنیدند و خبر داشتند که همه پول‌های عرب‌های منطقه خلیج فارس یعنی طاغیت طاغوتچه‌های منطقه پشت ارتش صدام بود و از آن طرف هم حمایت‌های سیاسی و حمایت‌های نظامی ـ تسلیحاتی ابرقدرت‌ها، اروپا و ... بود. حتی تا جایی بود شرق و غرب سیاسی آن روز هر دو مشترک بودند در اینکه مقابل ما بایستند. بچه‌های ما در دوران جنگ این‌ها را می‌دیدند ولی ته‌دلشان اعتماد به خدا داشتند که خدا می فرماید: «و إن تنصروا الله ینصرکم»، «کسی که خدا را یاری کند خدا نیز او را یاری می کند» و به این صورت هیبت دشمن در مقابلشان شکسته می‌شد.

برای هر کار دیگری نیز همین طور است و هیبت یک کار بزرگ همین است. وقتی آدم اعتماد به قدرت‌های الهی دارد می‌بیند واقعا  می‌تواند غلبه کند. این دستاوردهایی که در زمینه‌های تکنولوژیک در سال‌های اخیر برای ما پیدا شده، در حالی‌که ما در شرایط تحریم و محاصره هم بودیم و دشمن نمی‌خواست که ما به اینجا برسیم ولی این اتفاق افتاده است و این محصول اعتماد است.

*** «امید» و «پرهیز از یأس» در مدیریت جهادی حرف اول و آخر را می‌زند

نکته بعدی اینکه، در مدیریت و نگاه جهادی، امید و روحیه حرف اول و آخر می‌زند و پرهیز از یأس. اصلا مدیر جهادی یأس را به ساحت وجود خویش راه نمی‌دهد، چرا که به قول حضرت امام (ره)، یأس از جنود شیطان است.

مدیریت جهادی، درست است که با پایبندی  به ارزش‌های الهی، دینی و اسلامی انجام می‌شود، اما معنایش این نیست که از تدبیر و برنامه‌ریزی علمی، و منطبق با سازوکارهای تجربه شده علمی از آن، بخواهد پرهیز کند. نه! این دو را با هم جمع می‌کنند. بخش قابل توجهی از دستاوردهای ما محصول همین عمل کردن منطبق بر روش های علمی است.

شما ببینید در دوران جنگ بچه‌های ما کارهای بزرگی را انجام دادند. پل زدن روی اروندرود در آن شرایط جنگی که دشمن هم شما را زیرنظر دارد، مثل آن پل پیروزی که ما بر اورند‌رود برای فتح فاو زدیم، هنوز هم خیلی از آکادمی‌های نظامی دنیا می‌آیند و می‌پرسند شما چگونه این کار را کردید؟ محاسبات‌تان را نشان دهید که چگونه بود؟

پس این کار، کاری سنجیده و حساب شده است. آنقدر هم ظرایف و دقایق درنظر گرفته شده بود و ماه‌ها داشت مطالعه می‌شد. مثلاً دبی(Debi) حجم آبی را که در اروند جریان داشت را مطالعه کرده بودند که در شرایط مختلف چه تغییراتی پیدا می‌کند. بحث جزر و مد را بررسی کرده بودند. تمام این عناصر دخالت کننده در این قصه را محاسبه کرده بودند و بعد به این نتیجه رسیده بودند که باید مثلاً اینگونه طراحی کنند.

*** دستاوردهای علمی ما محصول نگاه جهادی است

همین الان هم بزرگترین دستاوردهای علمی ما محصول همین نگاه جهادی است. یعنی، از یک طرف شخص به خاطر تبعیت از فرمان خداوند به کاری که انجام می‌دهد، اعتقاد دارد، از آن طرف هم خداوند خود در ناموس هستی یک محاسباتی را لحاظ کرده که باید به این‌ها توجه کرد.

همین چند وقت پیش که حضرت آقا  از مپنا بازدید کردند و این دستاوردهای صنایع توربین‌سازی و وزارت نیرو را دیدند، یک دریایی از نوآوری‌ها و اختراعات و مجاهدت علمی ـ تکنولوژیک را در آنجا مشاهده کردند و واقعاً هم موجب انبساط خاطر ایشان شد. باید این صنعتگران بیایند توضیحاتی برای مردم بدهند و بگویند چه اتفاقاتی افتاده است. کسانی بالای سر کار هستند که نگاه‌شان جهادی بوده است.

آنجا کار مهندسی است و کار نظامی نیست ولی روحیه حاکم بر آنجا جهادی است. خیلی از آنها بچه‌هایی‌ هستند که سابق در جهاد سازندگی بودند و خیلی‌ها تجربه حضور  در میدان‌های جنگ و حضور در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارند و این افتخارات را با خود یدک می‌کشیدند. نگاه بسیجی توانسته است همچنین اتفاقی را سامان دهد.

*** در مدیریت جهادی نباید «خودباوری» منتهی به «خودشیفتگی» شود

نکته سوم، خودباوری است؛ خودباوری از مشخصات مدیریت جهادی است. یعنی هر قدر یک امر عظیم باشد، آدم این را در توان و ظرفیت خود ببیند که ما می‌توانیم این کار را انجام دهیم، مصداق خودباوری است. منتهی یک آفت در کمین خودباوری است که این خودباوری اگر منتهی به خودشیفتگی شود، یک خصیصه شیطانی است.

بعضی از کسانی که در یک مقاطعی درخشیند و در مرحله‌ای سقوط کردند، سقوطشان از همین جا بوده که به جای خودباوری به خودشگفتی و خودشیفتگی رسیدند. در خودباوری، خود اصالت  ندارد و خود محو شده و تنها خداست که اصالت دارد. این خودی است که می‌گوید هر چه به ما می‌رسد از ناحیه خداوند است، وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـکِنَّ اللّهَ رَمَى، یعنی آنگاه که تیر می‌انداختی، تو تیر نمی‌انداختی، خدا بود که تیر می‌انداخت.

وقتی که خرمشهر را که می‌گیرد می‌گوید: تو نبودی، خدا بود که خرمشهر را آزاد کرد. خرمشهر، توسط خدا آزاد شد. تو اسباب و وسیله بودی. این خودش را باور می‌کند؛ باور خودی که در خدمت خداست. اما کسی که خود را غافل از خدا بکند، آن دیگر خودباوری نیست، بلکه خودشیفتگی است. این غرور و کبر است که جزء خصیصه های شیطانی است.

نکته بعدی که در اشاره اولی نیز گفتم، بحث اخلاص است. اخلاص یعنی با قصد قربت کار کردن. اخلاص یعنی هر گونه شائبه گناه‌آلودی را از مسیر راه خود دور کند و از انحراف از مسیر حق پرهیز کند. این دیگر همه چیز را می‌تواند شامل شود و نباید هر حرکت انحرافی را انجام دهد. 

در کار جهادی، جهاد نکته نخستش این است و دل سپردن به یک نقطه و ندیدن نقاط دیگر. یک نقطه را باید مدنظر قرار داد. اگر همه مردم ندیدند که ما چه کار کردیم تأثیری بر روحیه‌اش نداشته باشد. زمانی که اخلاص نباشد آدم می‌گوید من برای چه کار می‌کنم. هیچ کس که ارزش کار من را نمی‌فهمد و چنین انسانی نمی‌برد اما آدم مخلص همه عالم که از او بدگویی کنند چون  کار را با نگاه به نقطه‌ای که باید ببیند و می‌بیند انجام می‌دهد برایش مهم نیست. کلام مولی امیرالمونینن «یا ایها الناس لا تَسْتَوْحِشُوا فی طریق الهدی  بقلّه اهله» «اگر  تنها ماندی و تک افتادی نگران مشو» اگر در مسیر هدایت هستی با خیال راحت و محکم برو. 

نکته بعدی تردید به دل راه ندادن و پایداری ورزیدن بر موضع حق است. خیلی وقت‌ها آدم کار خوبی را شروع می‌کند اما وسطش می‌ماند و مردود می‌شود. به یک صورت "ارتداد" دچار می‌شود. ارتداد یک نوعش ارتداد عقیدتی است. ارتداد ممکن است در ساحت‌های سیاسی، اخلاقی و شخصیتی باشد که متزلزل  بودن در تصمیم گرفتن است، بنابراین تردید به دل راه ندادن جزء خصیصه‌های مدیریت جهادی است.

نکته بعدی، پرکاری است؛ یعنی تلاشی از آن جنس که طرف آنقدر کار می‌کند که وسط کار خوابش می‌برد و تن بی‌جانش در دست اطرافیانش می‌ماند. نمونه داشتیم از بچه‌هایی که در دوران دفاع مقدس آنقدر پشت سر هم عمل می‌کردند، یک جایی که درست مثل ماشینی که بنزینش تمام می‌شود،خاموش می‌کردند و در گوشه‌ای می‌افتادند.

یکی از دوستانم آنقدر در کار خودش را خسته می‌‌کرد؛ یک بار خودش تعریف می‌کرد: نماز می‌خواندم در سجده خوابم برد. یعنی آنقدر فرسوده شده بود که در سجده خوابش برد و تا چند ساعت همین طور خواب بود. این پر کاری نقطه مقابلش تنبلی است. تنبلی برای مدیریت‌های معمولی بهانه‌اش فراهم است و آدم همیشه می‌تواند بهانه‌ای برای از زیر کار رفتن داشته باشد. می‌شود برایش توجیه‌های رسمی، قانونی و به مانند آن تراشید. حتی گاهی وقت‌ها می‌شود گفت کسلم و نمی‌توانم کار کنم که در مدیران ما زیاد هست ولی مدیر جهادی اصلاً کسالت ندارد. مدیر جهادی، تنبلی و کسالت به ساحت وجودش راه پیدا نمی‌کند.

اگر در این شرایط اسم ببرم در نگاه انحصار پیدا می‌شود. یکی از مدیرانی که وصف مدیریت جهادی از این جهت در موردش صدق می‌کند خودش تعریف می‌کرد و می‌گفت: ما اردو گذاشتیم و تمام رده‌ها را پای کار آوردیم. 24 ساعت پشت سر هم با جلس